محمدتقى نورى
291
اشرف التواريخ ( فارسي )
و هم درين سال افاغنه خبيث از سوء « 1 » سيرت و خبث باطن از درگاه خواقين « 2 » سجدهگاه پادشاهى و از دولت دوران عدّت شاهنشاهى روگردان و سالك طريق عصيان گرديده ، قلعهء بم كه در تصرف اولياى قاهره « 3 » بود ، از راه ضلالت و گمراهى محاصره و دست تطاول به حوالى و حواشى ولايت كرمان كه مقرّ جلالت ابراهيم خان ، عمزادهء شاهنشاه جمجاه « 4 » و به « 5 » جايگير او مقرّر بود دراز كرده ، بىاعتدالىها بسيار كردند . « 6 » چون ابراهيم خان دفع و رفع آن گروه بىشمار را در حوزهء قدرت خود نديد « 7 » ، كيفيّت را به دربار پادشاهى عرضه « 8 » داشت نموده ، نوروز خان قاجار ايشك آقاسى « 9 » را از درگاه جهانپناه « 10 » با فوجى از دليران عرصهء كار و مبارزان هنگامهء كارزار كه هريك در دلاورى سام سوار را مرد ميدان « 11 » نمىدانستند ، مأمور به استيصال آن گروه ضلالت شعار شده ، در هنگامى كه عرصه بر محصورين تنگ و از فقدان مأكولات در قلعهء بم به گوشت سگ و گربه و اسب گذرانيده ، آن هم ناياب بود ، چون قضاى مبرم به سروقت ايشان رسيده ، فى ما بين مجادلهء صعب اتفاق افتاده ، از نيروى اقبال بىزوال پادشاهى معادل چهارصد پانصد نفر از آن گروه شرير معروض شمشير و دويست سيصد نفر زنده اسير و « 12 » دستگير گرديده ، بقية السّيف ( 113 الف ) منهزم شده ، با بخت نگون و طالع دون به سمت بلوچستان « 13 » رهنورد وادى فرار و سالك طريق ادبار گرديده بودند . چهار صد خانوار آنها از راه طبس و بيابان عازم هرات بودند كه حقيقت اين خبر معروض راى انور شاهزادهء كيخسرو « 14 » فر گرديده ، فوجى از بهادران نامى را به سركردگى عبد العلى خان افغان كه در سلك غلامان خاصّه انسلاك داشته و مذهب تشيع داشت « 15 » مأمور به جلو آنها نموده ، كه در هرجا به آنها برخورند ، اوّلا به مراحم
--> ( 1 ) . مج : سوىء . ( 2 ) . مج : قواقين . ( 3 ) . مج : شوكت قاهره . ( 4 ) . مج : پادشاه سكندرشأن . ( 5 ) . مج : « به » ندارد . ( 6 ) . مج : بىاندامىهاى بسيار كردهاند . ( 7 ) . مج : بيرون ديد . ( 8 ) . مج : عرض . ( 9 ) . مج : ايشك آقاسى قاجار . ( 10 ) . مج : جهانمدار . ( 11 ) . مج : ميدان خود . ( 12 ) . ملك : « و » ندارد . ( 13 ) . متن : بلوجستان . ( 14 ) . مج : كيخسرو سير . ( 15 ) . مج : شيعه موحد بود .